امام زمان از یاد رفته!

امام زمان از یاد رفته!

امام زمان (عج)


نعمت امام زمان از همه جهت عام و فراگیر است، و همه مخلوقات از آن بهره جسته اند. اما با یک نگاه کلی به مردم جهان، می‌بینیم که اکثر مردم دنیا اصلا به وجود امام عصر واقف نیستند و ایشان را ولی نعمت خویش نمی‌شناسند، تا بخواهند شکر حضرتش را به جای آورند. از این رو برای بیش‌تر مردم دنیا یاد کردن از امام زمان عج الله تعالی منتفی است که این نکته مهم یکی از ابعاد غربت ایشان را نشان می‌دهد! برای ملموس تر شدن این واقعیت تلخ یکی از روشن ترین اوصاف امام زمان را تذکر می‌دهیم تا هر کس خود به داوری بپردازد.

امام رضا علیه السلام در وصف امام معصوم فرموده اند: امام در مهربانی پدر دلسوز و مادر نیکوکار به بچه کوچک است.(1)

حال ببینیم مومنانی که امام زمان خود را به این وصف می‌شناسند، آیا ذکر و یاد مناسب با این وصف را دارند؟!

فرض کنید پدر مهربان  و مادر فداکاری هستند که فرزندان آن‌ها به هر دلیل نمی‌توانند با ایشان مستقیما ارتباط داشته باشند. به تعبیری نسبت به آن‌ها غایب هستند، در این صورت آن‌ها چقدر از این پدر و مادر به سفر رفته یاد می‌کنند؟ خصوصا اگر والدین خیلی دلسوز و فداکار بوده  و فرزندان هم با وفا باشند. و هر قدر هم این دوری و جدایی طولانی شود، ندیدن پدر و مادر برای فرزندان عادی نمی‌شود بلکه در هر مناسبت تلخ یا شیرین و در هر اجتماع خانوادگی بیش از هر کس به یاد آن‌ها هستند و همواره وجود پدر و مادر را به یکدیگر گوشزد کرده و متذکر می‌شوند که آن‌ها به سفر رفته و خواهند آمد...

این فرزندان اگر پدر و مادرشان گرفتار باشند، لازم نیست کسی به آن‌ها بگوید که برایشان دعا کنید به طور طبیعی از هیچ کاری برای رهایی والدین خود مضایقه ندارند!  و هر کاری را که احتمال اثر داشته باشد انجام می‌دهند و در دعا و خواستن حوایج، آن‌ها را بر خویش مقدم می‌دارند.

حال ببینیم آنچه در این مثال بیان شد چقدر بر حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) که امام زمان ما هستند تطبیق می‌کند و سپس وضعیت مومنان را نسبت به ایشان بسنجیم.

آری امام زمان در زندان غیبت هستند، زندانی که خود ما با کفران نعمت‌هایمان برای ایشان ایجاد کرده ایم و اگر بگوییم ایشان سخت فراموش شده اند مبالغه نکرده‌ایم! و همه آنچه بیان شد بیان غربت آن حضرت و صرفا نسبت به یکی از اوصافشان بود . اگر در مورد دیگری از ویژگی‌هایشان هم بررسی کنیم وضعی بهتر از این ندارند. پس واقعا امام زمان ما در این زمان از یاد رفته و غریب هستند...

آیا ایشان پدر مهربان و دلسوزی برای شیعیان و دوستارانشان نیستند؟! آیا ایشان به اندازه یک پدر خوب و دوست داشتنی و یک مادر نیکوکار نسبت به فرزند کوچکش به دوستان خود لطف و محبت ندارند؟ آیا ایشان گرفتار و در بند زندان غیبت نیستند؟!

واقعیت این است که همه ما فرزندان کوچک و اغلب ناسپاس امام زمان هستیم که در هر لحظه و هر حالت آسانی یا سختی، شادی یا غم، در هر آن و هر دم به دستگیری و رسیدگی ایشان نیاز داریم. اما چقدر مانند یک فرزند با وفا با ایشان برخورد کرده ایم؟ چند درصد از مومنان همانگونه که به پدر و مادر خویش توجه می‌کنند با حضرت بقیة الله ارتباط قلبی دارند؟ چقدر جای خالی امام زمان برای ما مشهود است؟ چند بار پیش آمده که از عمق دل بگوییم: اگر مولای ما حاضر بود، چنین و چنان می‌شد؟ آیا از بی‌خبری نسبت به ایشان هیچ احساس ناراحتی کرده ایم؟ خدای ناکرده امر غیبت برای ما عادی نشده است؟ چند درصد از شیعیان این فراز دعای ندبه را از اعماق دل خود زمزمه می‌کنند:

«برای من سخت است که همه را ببینم ولی شما دیده نشوی و هیچ صداو نجوایی از شما نشنوم.»(2)

واقعیت این است که همه ما فرزندان کوچک و اغلب ناسپاس امام زمان هستیم که در هر لحظه و هر حالت آسانی یا سختی، شادی یا غم، در هر آن و هر دم به دستگیری و رسیدگی ایشان نیاز داریم. اما چقدر مانند یک فرزند با وفا با ایشان برخورد کرده ایم؟ چند درصد از مومنان همانگونه که به پدر و مادر خویش توجه می‌کنند با حضرت بقیة الله ارتباط قلبی دارند؟ چقدر جای خالی امام زمان برای ما مشهود است؟ چند بار پیش آمده که از عمق دل بگوییم: اگر مولای ما حاضر بود، چنین و چنان می‌شد؟

به راستی آیا زندگی بدون دیدن ایشان برای ما حقیقتا سخت و تلخ است؟! چند درصد از شیعیان بدون اینکه احتیاج به سفارش داشته باشند برای فرج آن حضرت دعا می‌کنند؟ خود ما چقدر برای رهایی ایشان از بند غیبت توسل کرده ایم؟ آیا مجلسی به طور خاص برای دعا در حق ایشان و تعجیل در فرجشان تشکیل داده ایم؟! این‌ها همه جای تأمل دارد!

آری امام زمان در زندان غیبت هستند، زندانی که خود ما با کفران نعمت‌هایمان برای ایشان ایجاد کرده ایم  و اگر بگوییم ایشان سخت فراموش شده اند مبالغه نکرده‌ایم! و همه آنچه بیان شد بیان غربت آن حضرت و صرفا نسبت به یکی از اوصافشان بود . اگر در مورد دیگری از ویژگی‌هایشان هم بررسی کنیم وضعی بهتر از این ندارند. پس واقعا امام زمان ما در این زمان از یاد رفته و غریب هستند... .

این وضع درد آور در حالی است که اگر محبت به آن حضرت واقعا در حد شایسته و مورد انتظار باشد نباید هیچگاه ایشان را از یاد ببریم! لذا باید از این غفلت شیطانی عقوبت آور احساس خطر کرده و همواره از خدا بخواهیم به ما توفیق دهد که یاد امام خود را فراموش نکنیم، و پیوسته به پیشگاه الهی عرضه بداریم:

«خدایا ... و از یاد ما مبر یاد او، انتظار او، ایمان به او، شدت یقین به ظهور او، دعا برای او، و درود فرستادن برای او را؛ تا این که طول غیبت حضرتش ما را از قیامش نومید نسازد و یقین ما به این امر همانند یقین ما به قیام پیامبرت و آنچه از وحی و قرآن تو آورده است، باشد».(3)

توفیق فراموش نکردن امام از طریق ازدیاد معرفت و محبت و با تذکرات پیوسته مومنان به یکدیگر حاصل می‌شود.(4)

 

پی نوشت ها :

1 . اصول کافی/ کتاب الحجه/ باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته/ح1

2 . بحارالانوار/ج2/ص108

3 .کمال الدین/باب45/ح43

4 . آفتاب در غربت/ سید محمد بنی هاشمی 

فرآوری: فاطمه زین الدینی

بخش مهدویت تبیان


منابع :

اصول کافی، ج 2

کتاب: آفتاب در غربت/ سید محمد بنی هاشمی 

امام جواد عليه السلام و حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه

امام جواد عليه السلام و حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه
همه معصومين به نوعى از آمدن مهدى موعود عجل الله تعالى فرجه سخن گفته اند، از جمله حضرت جواد عليه السلام و يكى از شخصيتهاى والائى و پيروى بى چون و چرا از ولى الله زمان خويش بود و درسى جاويد براى عموم شيفتگان ساحت قدسى ولايت داد و نام نيك خود را در جريده عشاق ولائى نگاشته حضرت عبدالعظيم حسنى است او كه توفيق معاصر بودن با سه امام عليهم السلام را يافته و نزد هر سه امام به منزلت رفيعى دست يافت .
و اينك ما خوشه اى از كلمات درربار معصومين و بالاخص يازدهمين معصوم حضرت جواد عليه السلام را از زبان ايشان تقديم مى نمائيم .
1 -
حضرت عبدالعظيم حسنى نقل مى كند به خدمت مولايم امام محمد بن على موسى عليه السلام شرفياب شدم ، ميخواستم راجع به امام قائل از ايشان سوال نمايم ، آيا او مهدى عجل الله تعالى فرجه است يا غير او؟
امام جواد عليه السلام پيش از سؤ ال من فرمود:
اى اباالقاسم همانا قائم از ما (اهل بيت ) مهدى است كه در زمان غيبت واجب است انتظار او را بكشند و در زمان ظهورش از او اطاعت كنند. او فرزند سوم من است ، به خدايى كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به نبوت مبعوث كرد و ما را به امامت مخصوص گردانده :
انه لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما و ان الله تبارك و تعالى يصلح امره فى ليلة كما يصلح امر كليمه موسى ذهب ليقتبس لاهله نارا فرجع و هو رسول نبى ثم قال :
افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج

ادامه نوشته

شهادت امام جواد عليه السلام

شهادت امام جواد عليه السلام :
روز به روز بر اثر امامت و رهبرى بسيار موفق حضرت جواد عليه السلام شيعه رشد وقوت بيشترى كسب مى كرد و روند تشكيلاتى دقيق ، وحدت رويه حاكم در شيوه رفتار بزرگان شيعى ، انسجام محسوس وكلاء و نمايندگان آن حضرت ، بكارگيرى موفق عنصر گرانبها و سياسى تقيه و بالاخره حسد و كينه ديرين بنى عباس تحمل وجود با بركت امام محمد تقى عليه السلام را بر آنان سخت بلكه جانكاه كرده بود.
ماءمون در هفده رجب سال 218 ه‍ق (1) يا شعبان سال 218 ه‍ق (2) مرد و برادرش معتصم كه نام وى محمد يا ابراهيم و كينه اش ابواسحاق بود به قدرت رسيد.
او كه از نظر شخصيت فردى ، هرگز همتاى برادرش ماءمون خليفه دانشمند عباسى نبود لذا هرگز تاب و ياراى مشاهده حضور فيزيكى امام نهم شيعيان جهان را نداشت تا چه رسد به اينكه بالندگى و نشاط غير قابل انكار تشيع را شاهد باشد. به همين دليل تصميم گرفت كه امام را به بغداد احضار نمايد و به عبدالملك بن زيات نوشت كه حضرت جواد (ع ) و ام فضل را به بغداد نزد من بفرست ، او آنها را فرستاد معتصم - براى ظاهرسازى و عوامفريبى كه سيره هميشگى آنها بود - از آن ها به گرمى استقبال كرد و هدايائى براى آنها برد و آنان را به مهمانيهاى باشكوهى دعوت نمود(3).
او كه از رشك بيش از حد و كم علاقه شدن ام فضل دختر ماءمون به همسر امام نهم به حضرت امام محمدتقى عليه السلام آگاه بود و ميدانست كه وى گمان دارد امام جواد عليه السلام مادر امام هادى عليه السلام را بر او ترجيح مى دهد و بيشتر به او محبت مى كند با همكارى جعفر پسر ماءمون (4) و برادر ام فضل و از راه حيله و نيرنگ زمينه اى فراهم ساخت كه ام فضل را تحريك و به قتل امام جواد وادار نمايد و در اين كار موفق شد و آن زن بخت برگشته ، بى وفا و بدكردار خواسته آندو را اجابت كرد.
معتصم يا جعفر سمى را در انگور رازقى تزريق كردند(5) و براى ام فضل فرستادند و او نيز آنرا در كاسه اى گذاشت و جلو همسر جوانش حضرت جواد عليه السلام نهاد و يا آنكه خودش مسموم كرد و اقدامات بعدى را بجاى آورد و زمانيكه حضرت جواد عليه السلام از آن انگور ميل فرمودند، طولى نكشيد كه آن عزيز آثار زهر را احساس فرمودند و كم كم درد شديد برايشان عارض گرديد به سختى ايشانرا رنجور ساخت در آن حال آن زن نابكار پشيمان شده و گريه مى كرد حضرت جواد عليه السلام فرمودند: اكنون كه مرا كشتى - اين گريه ات ديگر براى چيست ؟به خدا سوگند به چنان فقر و تنگدستى گرفتار مى شوى كه قابل جبران نباشد و به دردى مبتلا مى شوى كه درمان ندارد و به بلائى گرفتار مى شوى كه پوشيده نماند.
بر اثر نفرين امام در يكى ازمخفى ترين اعضاى بدن ام فضل دردى پديد آمد كه همه دارائيش رابراى درمان آن هزينه كرد ولى سودى نديد و به گدايى از ديگران نيازمند شد و با خوارى از دنيا رفت و برادرش جعفر نيز در حال مستى به چاه افتاد و مرده اش را از قعر چاه بيرون آوردند(6).
آرى بدين ترتيب يازدهمين معصوم و نهمين امام در بيست و پنجمين بهار عمر شريف خويش بدست همسرى خائن جنايتكار و با دستور و تحريك اميرى جورپيشه و همدستى برادر زنى بى وفا، مظلومانه در ديار غربت و از طريق مسموميت با زهر دار فانى را وداع گفت و خلعت رعناى شهادت را كه زيور بسيار گرانبهاى اولياى الهى و اجداد طاهرين معصوم و مظلومش ‍ بود به تن كرد و نه تنها شيعه بلكه تقوى و بخشندگى ، عصمت و عدالت ، زهد و كرامت رابر عزاى جانكاه نشانده و در مقبره قريش بغداد و پشت قبر مطهر جد مظلوم باب الحوائجش موسى بن جعفر عليه السلام ماءوى گزيد(7).


1-كامل ابن اثير ج 5، ص 238.
2-عيون المعجزات شيخ حسين بن عبدالوهاب ص 129.
3-انوارالبهيه محدث قمى ص 298 و 297.
4-كامل ابن اثير ج 5 ص 238.
5-سوگنامه آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم ص 132.دائرة المعارف اسلامى شيعه ج 2 ص ‍ 912 دلائل الامامه ص 209.
6-اعيان الشيعه ، ج 2 ص 36.
7-كتاب ائمه الهدى - سيد محمد عبدالغفار الهاشمى الافغانى ص 135.